عزيز الدين النسفي أو مير سيد علي الهمداني

29

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى )

المجيد ، السبعين فى فضائل امير المؤمنين ، مشارق الاذواق و . . . به فارسى و عربى ، كه نشانى از وسعت اطلاعات وى مىباشند . گرچه به اقتضاى مقام و مقال ، هر دو را گرايشى به سجع است ، به سياق سخن دردمندان از تكلف و تصنع بدورند ؛ الا آنكه مير را استشهاد به آيات و احاديث و اقوال و اقارير عرفا افزونى است و عزيز را سادگى بىآلايشى بيشى . عزيز گويد : 1 . اى درويش ! عالم بعينه به موج دريا مىماند يا خود موج درياست و عاقل هرگز بر موج دريا عمارت نسازد و نيت اقامت نكند . و به يقين بدان كه مسافرانيم و احوال عالم مسافر است ؛ اگر دولت است ، مىگذرد ؛ پس اگر دولت دارى ، اعتماد بر دولت مكن كه معلوم نيست ساعت ديگر چون باشد و در بند آن باش كه راحت مىرسانى و آزار نرسانى . ( انسان كامل ، ص 6 - 175 ) 2 . اى درويش ! هر كه به حقيقت خود را دانست و دنيا را چنان كه دنياست ، شناخت ، علامت او آن باشد كه چون او را صحت بدن باشد و قوت يك روزه و مسكن - كه دافع سرما و گرماى وى بود - حاصل شود ، چنان داند كه همهء دنيا از اوست . اين است معنى « من اصبح معافى بدنه فى سربه عنده قوت يومه فكانّما خيرت له الدنيا بحذافيرها » . ( كشف الحقائق ، ص 202 ) 3 . اى درويش ! درويشى اختيار كن كه عاقلترين آدميان ، درويشانند ؛ كه به اختيار خود ، درويشى اختيار كرده‌اند و از سر دانش ، نامرادى برگزيده‌اند ، از جهت آنكه به يقين دانسته‌اند كه در زير هر مرادى ، ده نامرادى است بلكه صد ؛ و عاقل از براى يك مراد ، صد نامرادى تحمل نكند . ( مقصد الاقصى ، ص 228 ) 4 . اى درويش ! خود را بدان و ظاهر و باطن خود را بشناس ؛ تا اول و آخر عالم كبير را بدانى و ظاهر و باطن عالم كبير را بشناسى ؛ و جز اين طريق ، طريقى ديگر نيست . ( زبده الحقائق ، ص 288 )